به گزارش روابطعمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خراسان شمالی، محفل ادبی «سخن» روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشتماه از با محوریت شعرخوانی، نقد ادبی و آموزشهای تخصصی در محل سالن جلسات کتابخانه مرکزی آیت الله مهمان نواز بجنورد با حضور علاقمندان به حوزه ادب و فرهنگ فارسی برگزار شد.
در این نشست، مباحث تخصصی پیرامون «شناخت سبکهای ادبی (خراسانی و عراقی)» و بررسی تشابه و تفاوتهای این دو سبک از لحاظ ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری ارائه شد. همچنین در بخش دیگری از این جلسه، شاعر صاحبسخن سده هشتم هجری قمری، «محمد نجمالدین رازی» و اثر ارزشمند او «مرصادالعباد» با محوریت سیر و سلوک معرفی شد؛ اثری وزین که به عنوان شاهراه هدایت انسان به کمال و خداپرستی شناخته میشود و در ۵ باب و ۴۰ فصل به نگارش درآمده است.
در ادامه این محفل، شاعران حاضر به شعرخوانی پرداختند. راحیل سهرابی با سرودهای در وصف شهید رئیسی، ارادت خود را به این شهید والامقام ابراز داشت:
از امامِ خود شهادت خواست، حاجت را ببین
حاجتش هم داده شد، راه شهادت را ببین
خاکِ مردمدار بودن بر عبایش مینشست
شال سبزش سهم جنگل شد، سیادت را ببین
بوسهای از حاج قاسم داشت بر پیشانیاش
همسفر شد با همان بوسه، رفاقت را ببین
ما هیاهوهای ناکارآمد اینجا ماندهایم
آن سکوت اهل شهادت بود، آیت را ببین
ای دلم! بازارهای بیشهادت را نگاه
خودفروشی را نظر کن، اُفت قیمت را ببین
آتش از عشق حسین و جان از ابراهیمهاست
آه، خاکستر شدن از این حرارت را ببین
در خبر آمد که صاحبدولتی پرواز کرد
دفن شد پایینِ پای دوست، دولت را ببین
همچنین شهناز بابانژاد شعری را با عنوان «مهد دلیران» قرائت کرد:
به ایران سبز و درخشنده نور
همی جایگاه ملائک چو حور
به ایران سبز و فتوحنده پیر
سراینده بر خاک پاک دلیر
به ایران نباشد غم زار و زور
که ایران بود تا ابد پر غرور
به لبخند دردناک ایران کبیر
همانا بود کشوری بینظیر
به تو مادر از زادروزم چو شیر
همی جایگاهت بماند دلیر
به خاک و زمینت سرایندهاند
به روز ظفر همچو بالندهاند
به دشت و به بالای آن کوهسار
برافراشتهاند رایت این دیار
همیشه فروزان و تابندهاند
چو تاریخ در جان ما زندهاند
تو هستی و مانی فرخنده بال
ز قرب الهی تویی بیمثال
ز فخر سهراب و رستم سری
در این دیر ز بیگانگان سَرتَری
به تو زنده مانم ایران من
از این راه فرخنده آرام تن
به دیدار آلالههایت فزون
روم پیش آن باغبانت کنون
بپرسم ز خاکت، ایران پاک
بگیرم سراغی ز جایت چه باک
به باغت کنون لالهها پَرپَرند
در این سرزمین همچو یک پیکرند
ز جویبارهایت آن جوی خون
رهایند ز دنیا از آن اندرون
به زاغان و جغدان در زمین
نکوهش کند باغبان همچنین
برفتند زاغان و جغدان همین
چو شد پاک و آزاد ایران زمین
چو یزدان پیروز و فرخنده یاد
در این باغ ناسوت آباد باد
به یاریگر منجی عدل و داد
پس این فاتح دین پیروز باد



